السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

592

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

بدون ماده يافت نمىشود . مؤلف رحمه الله دو دليل بر مطلب اقامه مىكنند . يكى اين كه جسم هر چه و هر جا كه باشد ، خالى از عوارض مفارقى كه بر او ورود مىنمايند ، مانند حركت‌هاى ارادى و غير ارادى و ساير اقسام حركت و كم‌هاى متصّل و منفصل و كيف‌هاى محسوس و غير محسوس ، نيست . همان گونه كه هر جسمى همراه با نوعيّت خاصى چون شجريت يا حجربت يا فرسيّت و غير اينهاست . همهء اينها بدون امكان و استعداد قبلى يافت نمىشوند . و حامل امكان و استعداد چيزى جز ماده نيست . پس صورت جسميّه و صور نوعيه و عوارض مفارقه به دليل فوق و به دليلى كه ذيلًا بدان اشاره مىشود ناگزير قرين ماده خواهد بود . دليل دوم بر عدم انفكاك صورت جسميه از ماده متن وايضاً الجسم بما أنّه جوهرٌ قابلٌ . . . الافتقار وهو الحلول في كلّ جسم . ترجمه و نيز جسم از آن جهت كه جوهرى است قابل ابعاد ثلاثه طبيعت نوعى واحد مىباشد ؛ گرچه تحت آن انواعى قرار گرفته‌اند ، و مانند مفهوم جوهر نيست كه حالتى جز ماهيت جنسى ندارد و حكمى به جز حكم انواع مادون ندارد . حال كه جسم ، طبيعت نوعى مىباشد ، به طبيعت و ذات خود يا غنى از ماده و بىنياز از آن است يا اين كه محتاج به آن مىباشد . اگر ذاتاً غنى از ماده بود محال است كه در آن حلول نمايد ؛ چون حلول عين فقر و نياز است . لكن ما بعضى از اجسام را مىيابيم كه در ماده حلول نموده‌اند ، پس جسم بىنياز از ماده نيست . و اگر ذاتاً محتاج به ماده هست افتقار كه همان حلول‌است درمورد هر جسم ثابت مىگردد . « 1 »

--> ( 1 ) . الجار اى في كل جسم في قوله ثبت الافتقار - و هوالحلول - في كل جسم متعلق بثبت لابالحلول